این روزها 14 ماهگیت!
این روزها شما قدم به قدم افزودی تا راه افتادی! الهیی قربون خودتو قدم های کوچولوت بشم!
هنوز درست حسابی تعادل نداری هی باید بگم مراقب باش مامانی!
ولی خوب خیلی خوب شدی وقتی خسته میشی بی تعادلتر میشی هی می خوری زمین و قلبم میگیره! اکثرا پیشمی جلوی افتادنتو میگیرم اما گاهی چن قدم اونور تر می افتی و دوباره هم پا میشی!
پا میشی و همه جا رو با هول میری و به هر چی بر بخوری مخصوصا مبل باشه بالا میری و بعدم پایین میای !
این روزها خیلی علاقه ات به همه چیز گسترده شده میری تلفنو مخصوصا میندازی پایین و میای پایین این کارو تکرار می کنی هر چقدم من درستش کنم باز تکرار می فرمایید! به چیزای خاص و عجیبی که جذابیتشونم برام عجیبه واکنش داره و درخواست میکنی که اگر خطری نداشته باشه من همونو بهتون میدم یا عوضش میکنم سریع و تقدیم می کنم!
این روزها رنگا رو داری می شناسی سبز رو فعلا یاد گرفتی!
مخصوصا حلقه سبزتو میدی سریع به بابا!
این روزها میگی چیه - کیه - ها - اوم - بابا باباییی - بابائوو - جیز ...
این روزها کتابتو دستت میگیری و انگشتتو روش می کشی و مثلات داری برام میخونی!
این روزها خیلی عاشق رقصی تا موزیک میشنوی حتی لالایی هم باهاش خودتو به عقب و جلو میدی یا دور میدی دستاتو تکون میدی سرتو عقب جلو میدی یا به طرفین|! یه دخمل پر ناز و ادایی بخدا!
با شیطنیت خاصی سرتو با ادم تکونی میدی که مجبور میشه ادم سرشو باهات تکون بده یا دالی کنی! دخمل دلبری دیگه!
...
خدایا شکرت!


این روزها 14 ماهگیت! 
